عبدالله مستوفى

506

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

و از خانه بر دوشى ، و رحلهء شتاء و صيف آسوده شده‌اند . البته بازهم دام‌پرورى سابق را از دست نداده ، و مال و مواشى زياد دارند ، و اكثر آنها را ، براى چراندن در مرتع مناسب ؛ به ييلاق و قشلاق هم ميفرستند ، ولى چون زارع شده‌اند ؛ و لازمهء زراعت اقامت در محل ذرع است ، ناگزيرند كه در دهات مسكن اختيار كنند . بنابراين ، فقط چوپانهاى خود را با گاو و گوسفندان خود ، بمراتع ميفرستند و در فصل مناسب بدهات بنگاه خود مراجعت ميدهند ، يا بقدرى در ده‌نشينى پيشرفت كرده‌اند ، كه حيوانات خود را هم نزد خود نگاه ميدارند . عرب‌ها و هداوندها و سيل‌سپورها و بوربورهاى ورامين ، و كلكوهاى مسيله ، و ميش مستهاى فشافويه ، واليكائىها ، و افشارهاى ساوجبلاغ ، و چگنىهاى قزوين ، و شاهسونهاى بغدادى ساوه ، و بيات‌هاى زرند ، و زنديهء قم ، و ملاير ، و شايد خلج‌هاى قم و ساوه ، همه از اين قبيلند . در ساير ولايات ايران هم ، از اين بقاياى ايلات تخته‌قاپو شده ، زيادند . مثلا نخعى و افشار ، و بچاقچى ، و غيره ، در كرمان ، و زنگنه ، و گوران در كرمانشاهان ، و كرد و ترك ، در مازندران ، و قجر ، و انزانى ، در استرآباد و تيمورى ، و هزاره و بربرى ، و شادلو و زعفران‌لو ، و غمپران‌لو ، و افشار ، و غيره ، در خراسان ، و افشار ، و مقدم در خمسه ، و مكرىها و شكاك‌ها ، و منگورها ، در مهاباد ، و افشار ، در اروميه . و مقدم ، در مراغه و افشار ، در تكاب و شاهين‌دژ همگى از بقاياى ايلات سابق ميباشند . اين طوايف البته از بازماندگان تيره‌هاى ايل‌هاى قديمى بوده‌اند ، كه متفرق شده ، و هريك در ناحيه‌اى مسكن اختيار كرده ، ايل‌خانى و ايل بيگى و ابه‌باشىهاى قديمى آنها در ضمن ساير طبقات تحليل رفته ، و افراد آنها ده‌نشين شده‌اند ، و از ايليت جز اسم چيزى در آن‌ها باقى نمانده است . بطور مثال ، افشارهاى ساوجبلاغ تهران را شاهد مىآورم ، كه ايل آنها از زمان صفويه ببعد ، در اروميه و ساوجبلاغ مكرى ، ( مهاباد ) بطور ايليت و رحلهء شتا و صيف ميزيسته و بدام‌پرورى مشغول بوده‌اند . آقا محمد خان قاجار ، براى اينكه عدهء زياد آنها در يك جا مايهء دردسر نشود ، مقدارى از آنها را از اروميه كوچانده ، و در مغرب تهران براى آنها محل و مرتع معين كرده ، و چون اين محل گنجايش تمام آنها را نداشته ، شعبهء فرعى از آنها تشكيل ، و اين شعبه را به اسدآباد همدان فرستاده است . شايد اسم ساوجبلاغ ، در نزديك تهران هم ، بمناسبت ساوجبلاغ مكرى سابق و مهاباد امروزه باشد ، كه اين شعبه اسم محل سابق خود را به اين يورت جديد خود داده باشند ، و چون ايلخانىهاى آنها ، مثل زهرمار خان و محمد وليخان و سليمان خان صاحب اختيار و خان بابا خان و عليخان و حاجى حيدر خان ، كه هريك بعد از پدر ، رئيس آنها بوده‌اند در تهران مسكن داشته‌اند ، رحهء شتاء و صيف ايلى آنها از بين رفته ، و خان خرده‌ها و ايل بيگىها و ابه‌باشىها هم در مراتع خود قنواتى احداث كرده ، مشغول زراعت شده‌اند و افراد ايل را هم به كار زراعت گماشته‌اند ، ولى دامپرورى خود را هم از دست نداده ، گاو ، گوسفند ، ماديان الاغ زياد نگاه ميداشته ، و